| صفحه اصلی | پست الکترونیک | آرشیو وبلاگ | |
|
یک آه تو
تو ناراحت بودی. آه کشیدی . آه تو در میان ذرات هوا معلق شد و پر های پرنده ای را لرزاند. پرنده آواز نخواند و سرش را میان بال هایش پنهان کرد. جوجه های پرنده حس کردند که بدن مادرشان کمی سرد شد و با تکان و سر و صدا بی تابی شان را نشان دادند. شاخه ی درخت موج نا آرام را به قدر سوز سینه ی تو و بی قراری پرنده و جوجه ها به برگهایش داد. برگ ها به اندازه ی شاید یه سر سوزن جمع شدند. من که چشمانم را به آن شاخه دوخته بودم دلم گرفت . چقدر ما روی هم اثر می گذاریم بی آنکه بدانیم. تو آه کشیدی . فکری پشت آهت بود. این فکر حقیقی نبود . فکری که ریشه در حقیقت دارد هرگز تو را غمگین نمی کند. تنها یک خیال خام غیر حقیقی است که تو را به آّه کشیدن وا می دارد آواز را از پرنده ای باز می ستاند و جوجه هایش را بی قرار می سازد. به فکرت نگاه کن! ما روی هم اثر می گذاریم.
نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387 ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط آنا |
عیدتون مبارک.
نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387 ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط آنا |
انگیزه
وقتی آدم می خواد یه کاریو انجام بده اگه یه انگیزه ی خوب و قوی برای اون کار داشته باشه خیلی نتیجه ی بهتری از کارش میگیره. یه روز می فهمی انگیزه ی خیلی از کارام تو بودی.
نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387 ساعت 8:32 قبل از ظهر توسط آنا |
سلام
این روزا کلا خوشم . خیلی داره خوش میگذره
نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387 ساعت 6:19 بعد از ظهر توسط آنا |
|
...
آرشیو وبلاگ
هفته سوم مهر 1388
لینک ها
king of lover |