| صفحه اصلی | پست الکترونیک | آرشیو وبلاگ | |
|
سلام از همتون ممنون که تبریک گفتین.
نوشته شده در جمعه 18 بهمن1387 ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط آنا |
تولدم مبارک .
نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387 ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط آنا |
کوچیکتر که بودم فکر می کردم بارون باید همون اشکهای خدا باشه. وقتی بارون می اومد حس می کردم آدمها با کارهاشون دل خدا رو شکستن یا خدا دلش گرفته ؛ مث من که تا دلم می گرفت گریه امونم نمی داد. این روزها می دونم که بارون چیزی نیست جز رحمت خدا . اون نه دلش می شکنه و نه دلش می گیره. ولی یادمون باشه حتی بارون هم که رحمت خداست از تعفن مرداب کم نمی کنه ! دل همتون دریا ...
نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387 ساعت 9:55 قبل از ظهر توسط آنا |
همیشه فکر می کنم خورشید بودن ، حسرت دل باغبانی است ، که تمامی عمرش را به پای گل های آفتابگردانش ریخته است درست مثل آب و در پایان وقتی خسته و سوخته در پناه سایه ی دیوار باغ می نشیند او به گلهایش نگاه می کند و گلهایش به آفتاب بی هیچ تلاقی !
نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387 ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط آنا |
|
...
آرشیو وبلاگ
هفته سوم مهر 1388
لینک ها
king of lover |